مرتضى راوندى
286
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
سواران مأمور سپردند كه در سرماى سخت زمستان او را تحت الحفظ به جانب خانقين و سرحد عثمانى حركت دادند . . . » « 1 » سيّد جمال الدين در پايان نامهيى كه به تاريخ 23 جمادى الثانى ( 1308 ه . ق ) از كرمانشاه به حاج امين الضرب نوشته است ، پس از ذكر داستان غمانگيز تبعيد خود از تهران و بدرفتاريهاى مأمورين ، عباراتى آورده كه حاكى از حس كينهتوزى يا ثبات بيشتر او در تعقيب مقاصد خود مىباشد « . . . اين همه را نوشتم تا بدانيد اين مصائب همه بر بدن من وارد آمد ، ولى در همه اين حالات روح من مسرور بود و هست و خواهد بود و بلا شك بعضى از ايرانيان خواهند دانست كه من براى اصلاح احوال صورى و معنوى ايشان تا هر درجه ايستادگى دارم ، آنچه مىگفتم نه از براى امرار وقت و گرمى مجلس بود ؛ از خداوند تعالى خواهانم كه اين واقعه را يكى از اسباب فوز من قرار دهد و بدين مقصد عاليم برساند و دلهاى پاك و منّور به ايمان را شاد گرداند ، آمين . . . اميدوار آنم كه نه در عزم شما و من و نه در حرارت ايمانيه نقصى حاصل شود . . . » « 2 » تقاضاى تأسيس كلوپ : در اواخر سلطنت ناصر الدين شاه ، اقليتى از روشنفكران اروپا رفته كه تا حدى با مظاهر تمدن غرب آشنايى داشتند ، بر آن شدند كه در تهران به وسيلهء رئيس نظميّه و نايب السلطنه ( حاكم تهران ) از ناصر الدين شاه اجازهء تأسيس كلوپ يا باشگاهى را كسب كنند ؛ پس از آنكه اين تقاضانامه بدون امضاء به دست شاه رسيد ، به سختى با تأسيس آن مخالفت كرد . » اينك براى اطلاع خوانندگان « بعضى از مواد ( قانونچهء كلب ) يا آئيننامهء اين باشگاه اشاره مىكنيم : 1 . كلوپ محلى است براى ملاقات و آسايش دوستان . 2 . در اين محل بايد نظم و آرامش حفظ شود و شركتكنندگان از مذاكرات سياسى خوددارى كنند و از نوشيدن مسكرات و اقدام به قمار اجتناب ورزند . 3 . كسى كه مرتكب اعمال ممنوعه شود ، نخست به او اندرز مىدهند و در دفعهء دوم مورد مواخذه قرار مىدهند و در مرحله سوم پس از ثبوت گناه اخراجش مىكنند . 4 . داوطلبان بايد به وسيلهء يكى از مؤسسين معرفى شوند و در صورتى كه اكثريت با عضويت داوطلب موافقت كرد ، بطور كتبى از او دعوت خواهد شد . 5 . داوطلبان بايد 25 سال تمام داشته باشند و نجيب و خوشنام و باسواد باشند و پس از تصويب عضويّت 10 تومان به خزانه بپردازند و سپس هر ماه 15 ريال براى مخارج ، تسليم صندوق كلوپ نمايند !
--> ( 1 ) . خاطرات امين الدوله ، ص 150 . ( 2 ) . از صبا تا نيما ، از ص 376 به بعد .